سلناسلنا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

سلنا فرشته کوچولوی مامان و بابا

تولد

بالاخره این انتظار تموم نشدنی تموم شد وساعت 4بعداز ظهر روز سه‌شنبه 15مردادسال92 توی بیمارستان کسری دکتر عمید دختر خوشگلم. رو بدنیا آورد و بعد از 9 ماه انتظار سخت سلنای نازنینم رودیدیم چه احساس قشنگی بود... اون شب از خوشحالی تاصبح بیدار. بودم و خدارو شکر میکردم.   ...
29 مرداد 1393

آغاز

25آذر سال 91 بود حدود ساعت 3نصفه شب بود که یهو از خواب پریدم و انگاریه کسی بهم گفت که حامله ام... تا صبح بیداربودم و نگران و مضطرب، فقط فکر میکردم که باید سقط کنم صبح که شدخبر رو. به بابایی دادم که امروز باید برای سقط برم،بابات به شدت مخالفت کرد منم که خیلی نگران اینکار بودم از این مخالفت خوشحال شدم،  خلاصه بدون هیچ آزمایش و دکتری خبر حاملگی رو به همه دادم و... البته توي شركت كه از اين موضوع با كسي صحبت نكردم و فقط به همكارم خانم مختاري كه خيلي از حرفامو به اون ميزدم گفتم چون اون خودش ي دختر داشت و تجربه هم داشت و نياز داشتم با كسي درد دل كنم و از تجربياتش استفاده كنم، حتي به هيچ كدوم از دوستام توي شركت هيچي نگفتم تا 4 ماهگي كه كم...
29 مرداد 1393
1